شکرالله رضازاده-رفتار و گفتار حضرات اصلاح طلب به گونه اي است كه تصور مي شود حيات و ممات اين جريان در وراي انتخابات هشتم مجلس شوراي اسلامي رقم خواهد خورد.
حركات و سكنات اين جماعت، از برنامه ريزي منسجم آنان براي دست يافتن بــه قدرت حكايت مي كند بــرهمين اساس مي توان به موارد ذيل بعنوان استراتژي آنان در جريان اين پروسه اشاره نمود.
1- كمتر كسي است كه نداند بي اعتنايي گروه موسوم به اصلاح طلب به اعتقادات بنيادي مردم كه جايگاه بسيار ويژه اي براي مردم كشورمان دارند از جمله مواردي بود كه سقوط اين گروه را بدنبال داشته است. تكيه برگفتماني كه تهي از اعتقادات عقلاني و منطقي اين ملت مسلمان بوده است را بايد به نوعي پاشنه آشيل سقوط مادي و معنوي اين گروه دانست. اصلاح طلبان اكنون براي جلب آراء مردم شهيد داده، از كلام و قلم خود بصورت ويژه مراقبت مي كنند تا مبادا نوعي بي اعتنايي اعتقادي از لا به لاي آن گفتار و نوشتار احساس شود. نمونه بارزآن استفاده از عبارت «مقام معظم رهبري» در جرايد منسوب به اين گروه است و اين درحالي است كه همين عده آنگونه مست قدرت كاذب و وهمي خود شده بودند كه سعي داشتند از تمامي حركات و سكنات ايشان، هيچگونه ارادتي احساس نشود. اما اينك خود را در حلقه مريدان مي خوانند و نه تنها سعي دارند كه نهادهاي اعتقادي و ارزشي را از خود نرنجانند بلكه حتي در تكلم و تحرير به تجليل و تقدير از آنان مي پردازند.
2- اگر نگاهي گذرا به اظهارات فعلي حضرات اصلاح طلب بويژه رهبران آنان داشته باشيم در مي يابيم كه اين عده از حركات افراطي هم مسلكان خويش در گذشته اي كه در قدرت حاضر بودند بعنوان اشتباه ياد كرده و اكنون بگونه اي سخن مي رانند كه گويا اين جريان، افراطيون را طرد نموده است.
آيا براستي افراطيون از اين جمع دور شده اند؟ آيا واقعاً اين گروه به اين نكته بديهي و منطقي رسيده است كه افراط و تفريط مضر هستند؟
با نگاه به حلقه پيراموني رهبران سطح يك جريان اصلاح طلب، حضور قوي افراطيون به وضوح ملاحظه شده و بدين ترتيب مي توان به اين تحليل منطقي رسيد كه اينان نه تنها از حركات افراطي نادم نبوده بلكه در ابراز مواضع افراطي اصرار زيادي دارند اما براي آنكه گروه خويش را در فضاي غير افراطي به نمايش گذراند و از اين طريق آراي مردمي را متوجه خود سازند ژست دوري از افراطي گري گرفته اند چرا كه افراطي گري مورد پسند جامعه اسلامي ما نمي باشد. حقيقت آن است كه اين عده بر صرف وشدت مواضع افراطي خويش افزودند.
3- متاسفانه برخي عادت كرده اند كه از تمامي ابزار براي رسيدن به اهداف خود بهره بگيرند استفاده ابزاري، عملي ناپسند و غير مطلوب است. حركت اخير جرايد منسوب به دوم خرداد در رسانه اي نمودن جزئي ترين مسائل مربوط به دنياي هنر را بايد در همين راستا ارزيابي نمود. برگزاري گفتگوي مفصل با اهالي هنر بويژه چهره هاي شاخص سينما با هدف القاء اين موضوع كه تنها رسانه هاي منسوب به جريان اصلاح طلب سينه چاك هنرمندان بوده و تريبون اهالي هنر محسوب مي شوند نوعي جفا در حق هنرمندان است.
دلسوزي براي هنر و هنرمندان اين است كه نگاه ابزاري و انتخاباتي به هنر و هنرمندان وجود نداشته باشد. متاسفانه بهره گيري از چهره هاي مشهور و به نوعي انتساب آنان به جريان فكري مد نظر خود، به موضوعي رايج در برخي از گروهها بدل شده است. به نظر مي رسد بايد در ابتدا هنرمندان و در ادامه مراجع ذي صلاح امور هنر با اتخاذ تدابيري راه را بر سوء استفاده از ساحت هنر ببندند.
4- صيادي كه قادر به صيد از آب زلال نيست سعي مي كند آب را گل آلود كرده تا آنگاه ماهي مورد نظر خود را شكار كند. ايجاد شرايط برزخي و تكاپو براي استمرار آن مصداق بارز گل آلود نمودن آب است. مگر مي شود پذيرفت كه تصميمات حزبي قبلاً گرفته نشده و بر اساس آن نوع رفتار حزبي تعريف نشده باشد؟! چرا برخي گروههاعادت نموده اند كه جامعه را در شرايط برزخي قرار داده و از وراي اين شرايط صيد مورد نظر خود را بدست آورند. بيان احتمال قطعي آمدن اين و آن در انتخابات و در همان حال بيان عدم حضور آنان در عرصه انتخابات از سوي اعضاء همان جريان، آيا غير از ايجاد شرايط برزخي چيز ديگري است؟! و البته طرح اين موارد در حالي است كه اين جريان تصميمات خود را پيرامون انتخابات از مدتها قبل گرفته است.
5- يكي از رايج ترين شيوه ها در ايجاد جنگ رواني، نشر خبري دورغ و كذب است. اگر چه ناشران آن خبر، تكذيب آنرا اعلام مي نمايند اما بايد به صراحت ادغان نمود كه خبر دورغ اثر خود را در همان ابتدا خواهد گذاشت. ناشران خبر دورغ با علم به تاثيرگذاري آني آن، آنرا نشر مي دهند.
اينكه حضور فلان چهره مشهور ورزشي يا هنري و يا سياسي در ليست اصلاح طلبان براي انتخابات مجلس آتي اعلام مي گردد اما پس از مدتي تكذيب مي شود از چه چيزي خبر مي دهد؟
اگر به سراغ اولين ناشر خبرهاي اينچنيني برويم در خواهيم يافت كه اين عده از جماعت اصلاح طلب بوده اند و جالب اينجاست كه خبر را در حجم و وزني گسترده اما تكذيبه را در سطحي اندك نشر مي دهند. ناشران از وراي چسباندن چهره هاي مورد توجه عمومي به خود، سعي در جلب آراي عمومي را دارند.
6- قالب گشتن گفتمان عدالت خواهانه در سيستم اجرايي كشور از جمله بركات استقرار دولت خدوم نهم مي باشد. دولتي كه در پي همت والاي مردم ولايتمدار ايران اسلامي شكل گرفت. متاسفانه برخي از افراد منتسب به جريان اصلاحات با انتقادات غير منصفانه خود تمامي عملكرد دولتمردان نهم را زير سئوال مي برند. اين عده تصور مي كنند كه در وراي تخريب و تضعيف دولت نهم به نان و نامي خواهند رسيد. اينان كه خود را دلسوز نام مي نهند پاسخ دهند كه آيا انتقادات غير منصفانه راه را براي ترميم و تصيح اشتباهات سهوي باز خواهدنمود؟!
اگرچه پاسخ منفي است اما از سويي ديگر، منتقدان غير منصف دولت نهم همان كساني هستند كه سالها در عرصه اجرايي كشور حضور مستقيم داشتند بنابراين پاسخ دهند كه در دوران مسئوليتي خود چه باري را از دوش مردم عريز برداشتند؟! آيا نه اينكه همين عده نه نتها به مطالبات منطقي مردم پاسخي درست ندادند بلكه حتي در شناخت مطالبات و اولويت بندي نيازهاي مردمي نيز دچار مشكل بودند؟ مگر نه اينكه اينان برخلاف مطالبات به حق معيشتي مردم، از توسعه يك بعدي سياسي، آزادي فلان وطن فروش، همنشيني با بهان مستكبر و... سخن مي گفتند حال چگونه اكنون به فكر اهميت كار آمدي دولت افتاده اند؟!
اگر چه از اينكه سرانجام از خواب عميق بيدار شده اند بايد اظهار رضايت نمود اما متاسفانه اين اظهار اميدواري با توجه به حركات فعلي آنان، مبتني بر واقعيت نمي تواند باشد.
بهرحال كسي نمي گويد كه هيچ انتقادي به دولت نهم وارد نيست كه اگر چنين مطلبي گفته شود جفا در حق دولت نهم است چرا كه انتقاد منصفانه و سازنده براي دولت نهم غنيمت است. انتقادي كه در آن انصاف رعايت شده باشد. متاسفانه برخي بدون هيچ انصافي، تمامي دستاوردهاي دولت نهم را ناديده گرفته و در جهت تضعيف دولت گام بر مي دارند. سفرهاي استاني يكي از صدها نمونه رويكرد مردمي دولت اسلامي است كه اين جماعت با چشم پوشي بر نتايج غير قابل انكار آن، به تخريب آن روي آورده اند و اين موارد در حالي است كه سفرهاي استاني دولت آنهم با پايه كار آوردن تمامي اعضاء كابينه، سبب شناخت از نزديك و دقيق مسئولان ارشد از شرايط موجود كشور و همچنين استحكام حلقه وصل ميان مردم و مسئولان شده است. به ياد مي آوريم كه رئيس دولت اصلاحات در جريان سفر خود به استان مازندران، با صراحت اعلام نمود كه تا پايان دوره رياست جمهوري خود از جاده شمال به تهران با اتومبيل به مازندران خواهد آمد آيا واقعاًآقاي خاتمي توانست از جاده شمال به تهران به مازندران بيايد؟!
چرا مدعيان نقد و نقادي سكوت كرده و به اين موارد اشاره اي نمي كنند كه البته از اينگونه موارد بسيار فراوان يافت مي شود.
7- مجلس هفتم هم به مثل مجالس قبل از خود داراي نقاط ضعف و قوت است كه در جاي خود بايد به آنها توجه عميق شود تا نقاط ضعف، ترميم و نقاط قوت، تقويت شوند. مجلس هفتم كه در آغاز رويكرد جديد خدومي نظام شكل گرفت به نام مجلس اصولگرايان شهره گشت و همين نام كافي بود تا تمامي ابزارهاي قلمي و كلامي جريان غير اصولگرا برعليه آن بسيج شوند. دست اندركاران جرايد به اصطلاح اصلاح طلب در كمرنگ جلوه دادن عملكرد مجلس هفتم و نيز در جهت تقويت خط ايجاد شكاف بين دولت و مجلس از هيچ تلاشي دريغ نمي ورزند. اين عده بدون آنكه به مقطع حضور خود در مجلس ششم كوچكترين اشاره اي داشته باشند از ضرورت تكاپوي مجلس براي حل مشكلات مردم سخن مي گويند كه اگر چه كلام بسيار درستي است اما آيا مي توان نطق هاي افراطي مجلس ششم را كه اكثراً در مغايرت با مطالبات منطقي مردم جاري مي شد را از ياد برد؟!
آيا اين عده دست از گذشته خويش برداشته و اصلاح شده اند؟! نگاه به وضع موجود آنان، حقيقت را عريان و نمايان خواهد ساخت.
8- دامن زدن به اختلافات گروههاي اصولگرا از ديگر توصيه هاي هسته فكري گروه اصلاح طلب است. بزرگ نمايي آنچه كه در درون خانواده بزرگ اصولگرايان مي گذرد در دستور كار جرايد اصلاح طلب قرار دارد. بدون شك در حلقه اصولگرايي مسئوليت يك امانت تلقي مي شده كه البته جامعه هم اين نوع نگاه را از اصولگرايان متوقع است. هدف اصلي بزرگ نمايي مباحث چالشي دروني اصولگرايان، خدشه جدي به مطلب اخير است. جرايد منتسب به اصلاح طلب كه به بركت برخي ملاحضات قابل تامل بسيار هم زياد هستند در يك هماهنگي رسانه اي، بدنبال القاء وجود روحيه قدرت طلبي در جريان اصولگرا هستند. متاسفانه دراين ميان برخي از افراد و احزاب متصل به حلقه اصولگرايان، در برخي از مواقع از سر دلسوزي، مطالبي را بيان مي كنند كه اين مطالب، مواد خام اختلاف افكني را شكل مي دهد.
9- در برخي اوقات براي آنكه رقبا بطور كامل از توان، مطلع نشوند بايد به سراغ ايجاد يك فضاي تصنعي رفت بطوريكه با بهره گيري از اين فضا بتوان، رقبا را در اتخاذ تصميم نهايي دچار ترديد نمود. اينكه اصلاح طلبان اختلاف داشته و بعضاً هم به يكديگر انتقاد مي نمايند موضوعي چندان واقعي نيست اگر چه طالبان قدرت و ثروت بدليل داشتن نگاه صرف مادي، هيچگاه به توافق مشترك نخواهند رسيد اما با توجه به وضعيت خود، به برخي تصميمات كه اگر چه سهم آنان را در كرسي قدرت اندك مي كند توجه و تمكين مي كنند. شايد اولين نتيجه وجود اختلاف بين اصلاح طلبان، طبيعي شمرده شدن وجود اختلاف بين اصولگرايان باشد.
10- بهره گيري از برخي ابزار هنري و ورزشي و مستمسك قرار دادن آن براي نيل به اهداف حزبي و باندي از ديگر رويكردهاي حضرات اصلاح طلب است. مصداق ورزشي آن كميته انتقالي فوتبال ايران به رياست صفائي فراهاني عضو مركزيت جبهه مشاركت است و مصداق هنري آن هم، توجه فوق العاده و ويژه به موضوع قاچاق سي دي هاي فيلم هاي درحال اكران مي باشد. اين دو موضوع در حالي است كه تاكنون عملكرد چشمگيري را از كميته انتقالي فوتبال نديده و بلكه حتي در برخي از مواقع تنها از پتانسيل تبليغاتي آن استفاده شده است كه نمونه بارز آن در داستان حذف استقلال از جام باشگاههاي آسياست كه در آن آقاي صفايي فراهاني از درخواست آقاي خاتمي براي حل مسئله فوق خبر داد كه نهايتاً كار خاصي هم صورت نگرفت اما از برد تبليغاتي استفاده شد.
همينطور در بحث قاچاق سي دي سعي شده با تبرئه ديگران، تمامي مشكلات را متوجه وزارت ارشاد دولت نهم سازند.
بهر تقدير اعتقاد و اميد داريم كه مردم عزيز ايران اسلامي چون گذشته، ضمن حضوري حماسي در پاي صندوقهاي اخذ راي، انتخابي نيكو خواهند نمود.