لا هيجان نيوز :هومن بهمنش، معتقد است، پيش از آنكه به چرخه اقتصادي فيلمهاي كوتاه بيانديشيم، به نيرويي كه قرار است آن را بگرداند فكر كنيم.
اين فيلمبردار جوان لاهیجی در گفتوگو يي گفت: اگر مسئولان دولتي و نيمهدولتي براي ساخت پروژههاي ملي كوتاه به فيلمسازان فيلم كوتاه اعتماد كنند، مطمئناً نتيجه اين اعتماد را خواهند ديد. بنابراين لازم است پيش از آنكه درباره مشكلات اكران و عدم حمايت از اين سينما سخن بگوييم، به بحث درباره فرهنگ حمايت از دستاندركاران فيلم كوتاه بپردازيم.
وي با اشاره به اينكه گاه با فيلمهاي كوتاه مانند سكانسي از يك فيلم بلند برخورد ميشود، ادامه داد: گاه شاهديم كه براي ساخت پروژههاي ملي، از جمله پروژهاي مثل "فرش ايراني"، مسئولان از عدهاي از فيلمسازان مطرح كشور استفاده ميكنند؛ اما مطمئناً اگر در اين موارد به نيروي جوان و متخصص در زمينه فيلم كوتاه اعتماد شود، نتايج قابل توجهي حاصل خواهد شد.
فيلمبردار فيلم سينمايي "شيرين" در ادامه به فيلم مستند "كودكان سرزمين ايران" اشاره كرد و گفت: فراموش نكنيم هنگامي كه زندهياد سرهنگي تهيهكننده مهجور و هنرمند سينماي كشورمان، ساخت اين فيلم را آغاز كرد، با نگرشي درست ساخت آن را به دست فيلمسازان گمنام، اما ماهر و مسلط سينماي مستند آن زمان سپرد و همه ما نتيجه اين اعتماد را ديديم و نتيجه اين اعتماد، تبديل به اثري بيبديل در سينماي مستند كشور شد و حتي ميتوان گفت پايههاي محكم سينماي مستند كشور پس از انقلاب در همان زمان ريخته شد و امروزه نيز فيلمهاي مستند فراتر از فيلمهاي كوتاه و بلند در جشنوارهها و بازارهاي داخلي و خارجي افتخارآفريني ميكنند.
وي همچنين، متذكر شد: فرآيند توليد فيلم كوتاه و چرخه اقتصادي آن، زماني به شكل درست و جدي صورت ميگيرد كه تهيهكنندگان دولتي و خصوصي سينماي ما، سالانه ملزم به ساخت چند فيلم كوتاه فرهنگي با حضور فيلمسازان جوان شوند و تنها در اين صورت است كه فيلم كوتاه شرايط جديتري را تجربه ميكند و در چنين شرايطي مطمئناً به دنبال عرضه اين فيلمها، ميزان تقاضاي آنها تغيير خواهد كرد.
بهمنش در ادامه، از "خانه سينما" و "جشنواره فيلم فجر" به عنوان دو ركن اصلي سينماي ايران ياد كرد و گفت: اگر اين دو نهاد اقدام به برپايي جشنها و جشنوارههاي تخصصي فيلم كوتاه نمايند و به تمامي شاخصههاي اين حرفه، از جمله فيلمبرداري، تدوين، صدا و ... اهميت دهند، عرصهاي مناسب براي ظهور استعدادهاي جديد در حرفههاي مختلف ايجاد ميشود.
او، ادامه داد: بايد پرسيد سينماگراني كه ساليان سال است در عرصه سينما به حضور آنها افتخار ميكنيم، ببينيم شاهكارهاي خود را در چه سن و سالي ساختهاند؟ مگر کيارستمي "مشق شب"، "اوليها" و "گزارش" و ناصر تقوايي "آرامش در حضور ديگران"، شهيد ثالث "طبيعت بيجان" و "يك اتفاق ساده"، بيضايي "رگبار"، كيميايي "قيصر" و "گوزنها"، داريوش مهرجويي "گاو"، امير نادري "خداحافظ رفيق"، فرمانآرا "شازده احتجاب" و كيانوش عياري "آن سوي آتش" را در چه سني رقم زدهاند؟ يا مگر غير از اين است كه فيلمبرداراني مثل مهرداد فخيمي، نعمت حقيقي، محمود كلاري، عليرضا زريندست، فرهاد صبا و ... بهترين كارهاي خود را در سن 35-25 سالگي كار كردهاند. حال چه شده كه به جوانان اعتماد نداريم و راه را براي ظهور آنها بستهايم و نميخواهيم كه آينده سينماهايمان را بيمه كنيم؟!
بهمنش، تصريح كرد: البته علاوه بر تمام موارد گفتهشده، فيلم كوتاه به حمايتهاي مالي و بلاعوض نيز نيازمند است. همانطور كه در كشور ما براي جاوداني حماسه 8 سال دفاع مقدس و سينماي ديني و معناگرا، ساليانه ميلياردها تومان هزينههاي دولتي ميشود و بخشي از بودجه مقابله با تهاجم فرهنگي دراين سينما هزينه ميشود، بايد بدانيم كه سرمايهگذاريهاي كلان و گسترده در فيلم كوتاه نيز ميتواند به همان اندازه بازتاب داشته باشد.
اين فيلمبردار لاهیجی، ادامه داد: اگر نگران تهاجم فرهنگي هستيم، لازم است بودجه خود را تنها وقف ساختن سدهاي عظيم مقابله با غرب و غربزدگي نكنيم، چرا كه تجربه سالهاي گذشته ثابت كرده است كه اين امر نتيجه معكوس دارد. اما اگر اين بودجه صرف جوانان كشور شود و به پرورش و ظهور استعدادهاي اين نسل پرداخته شود، آنگاه ديگر احتياجي نيست با صرف هزينهاي مجدد سعي كنيم جوانانمان را از انواع انحرافها حفظ كنيم و اجازه ندهيم آنها با دلي پر از ضعفهاي كشور خود، در آنسوي مرزها لب به سخن گشايند.
بهمنش، خاطرنشان كرد: فرهنگ غني اين مرز و بوم به ما آموخته است كه روي خود را با سيلي سرخ بداريم و حال بر ما چه گذشته كه اينك با ذرهبين به يافتن نقاط ضعف خود ميپردازيم؟ چرا هرگاه از زيباييها صحبت ميكنيم، كسي ما را نميبيند؛ اما هرگاه از زشتيهاي سرزمين خود ميگوييم، همگان ما را ستايش ميكنند؟ البته نميتوان منكر شد كه چند تن از فيلمسازان فرهيخته كشور ما، از اين قاعده مستثني هستند و نقد انساني و اجتماعي آثار آنها ميتواند شامل حال هر قوم و كشوري باشد و مسأله آثار آنها، انسان است نه انسان ايراني.
فيلمبردار فيلم "رئيسجمهور ميرقنبر" همچنين، عنوان كرد: سينماي اصلي ما، فيلم كوتاه را قبول ندارد و تهيهكنندگان نيز، اين فيلمها را نميپذيرند. تعداد پخشكنندگان اين فيلمها نيز كم است و تنها 8-7 نفر از فيلمسازان كوتاه به همت خود، فيلمهايشان را پخش ميكنند.
بهمنش، معتقد است: فيلمهاي مستند ايراني در داخل و خارج از مرزهاي ايران قدرت و موفقيت چشمگيري يافتهاند، اما فيلمهاي كوتاه هنوز به اين درجه نرسيدهاند.
او، افزود: زماني كه اين فيلمها به كمترين شكل ممكن مورد توجه قرار ميگيرند و فيلمسازان يكي پس از ديگري خانهنشين ميشوند، آيا واقعاً ميتوان از اين سينما انتظار چرخه اقتصادي داشت؟!
وي، خاطرنشان كرد: از نظر من، پنج سال است كه سينماي ايران رسماً تعطيل شده و تنها حمايتهايي كه از سينمای معناگرا صورت ميگيرد، سينما را سرپا نگه داشته است. سطح سليقه مخاطبان با فيلمهاي نامناسب و تلهفيلمهاي تلويزيوني پايين آمده و شرايط به گونهاي شده كه سالانه تنها يك فيلم هنري توليد ميشود.
وي در ادامه، رسانه ملي را عرصهاي مناسب براي نمايش فيلمهاي كوتاه دانست و گفت: تلويزيون ميتواند با پخش فيلمهاي كوتاه خوب، مردم و جامعه را با سينماي كوتاه آشنا كند. البته بايد توجه داشت كه فيلم كوتاه بحثي جدا از فيلم با زمان كوتاه است و چنين اقداماتي قطعاً تأثيرات متعددي خواهند داشت، اما از آنجا كه تلويزيون با تلهفيلمهايش سطح سليقه مخاطب را پايين آورده، اگر قرار است در زمينه فيلم كوتاه نيز اينگونه اقدام كند، همان بهتر كه به معرفي اين فيلمها نپردازد. اما اگر بخواهد واقعيت را معرفي كند، تعداد فيلمهاي كوتاه خوب در ايران زياد است و تلويزيون ميتواند آنها را مورد استفاده قرار بدهد.
اين فيلمبردار لاهیجی در پايان در مورد مسأله مميزي نيز، متذكر شد: مسأله مميزيها تنها خاص فيلمهاي كوتاه نيست و همواره رسانه ملي مميزيهاي خاص خود را درمورد همه انواع برنامهها اعمال ميكند، اما با اين حال بسياري از فيلمهاي كوتاه، قابليتهاي مناسب جهت پخش از تلويزيون را دارا هستند و رسانه ملي ميتواند با انتخاب و پخش اين فيلمها به حيات اين سينما كمك كند.