سید مهدی قریشی -آيا انتخابات سال 84 انقلابي جديد در درون نظام جمهوري اسلامي بود؟ آيا روي كار آمدن دولت احمدي نژاد نوعي انقلاب درون انقلاب بود؟ آيا پيدايش اين نوع تفكر جديد به دنبال حذف نيروهاي انقلاب و تغيير مسير بوده است ؟و...
براستي پاسخ به شبهاتي از اين دست كه بعد از انتخابات نهم رياست جمهوري توسط برخي با اهداف خاص مطرح گرديد و اخيراً نيز مورد توجه قرار گرفته چيست؟
شايد بررسي برخي شعارها و آرمانهاي اوليه انقلاب اسلامي و عملكردهاي دولتهاي پس از انقلاب و همچنين قياس آن با گفته ها و عملكرد احمدي نژاد ما را در اين زمينه رهنمون باشد .
1- قطعاً ديدگاه و نظرات بنيانگذار كبير جمهوري اسلامي با اعتبارترين الگو براي حفظ بنيان و خط راهنماي حركت به سمت اهداف انقلاب ميباشد. علاوه بر حفظ استقلال و آزادي كه بعنوان مانيفست جمهوري اسلامي شناخته شده حضرت امام (ره) بارها بر مضاميني همچون برقراري عدالت – استكبار ستيزي – ساده زيستي مسؤولان –برقراري حكومت اسلامي – توجه به اقشار ضعيف – و ... تاكيد مينمودند. اشاره به برخي از اين بيانات ارزشمند كافيست تا بدانيم انقلاب مد نظر حضرت امام (ره) چه بوده :
برقراري عدالت : ما كه مىگوييم حكومت اسلامى، مىگوييم حكومت عدالت، ما مىگوييم يك حاكمى بايد باشد كه به بيت المال مسلمين خيانت نكند، دستش را دراز نكند بيت المال مسلمين را بردارد، ما اين يك مطلب را مىگوييم. اين يك مطلب مطبوعى است كه در هر جامعه بشرى كه گفته بشود، براى هركس گفته بشود، از ما مىپذيرند.(ج3 ص509)
ساده زيستي مسؤولان : آن روزى كه دولت ما توجه به كاخ پيدا كرد، آن روز است كه بايد ما فاتحه دولت و ملت را بخوانيم. آن روزى كه رئيس جمهور ما خداى نخواسته، از آن خوى كوخ نشينى بيرون برود و به كاخ نشينى توجه بكند، آن روز است كه انحطاط براى خود و براى كسانى كه با او تماس دارند پيدا مىشود(ج 17 ص 376)
رسيدگي به مناطق محروم: حالا مثل سابق نيست كه رسيدگى به حال شهرها بشود، و از دهات غفلت بشود. الآن از روستاها بناست شروع بشود، و من اميدوارم كه تا يك مدت كمى ان شاء اللَّه اين كارها اصلاح بشود(ج9 ص 164)
استقال فكري و مبارزه با غرب گرايي : ما بايد استقلال فكرى داشته باشيم. ما بايد پيوند فكريمان را از غرب جدا كنيم. اگر بخواهيم خودمان زندگى بكنيم، خودمان مستقل باشيم، پيوند به آنجا نداشته باشيم. بايد استقلال فكرى پيدا بكنيم، استقلال فكرى به اين است كه هيچ چيزمان مربوط به آنها نباشد. همه چيزمان مستقل باشد(ج19 ص 159)
استكبار ستيزي : مقصد اين بوده است كه ريشه استكبار را از جهان بكنند و مردم را از اين ظلمهايى كه بر ايشان مىشود نجات بدهند. از اين جهت، دو طايفه به شما توجه دارند: يك طايفه مستكبرين و سودجوها و طوايفى كه به آنها وابسته هستند. آنها را توقع نداشته باشيد كه با شما صلح بكنند، آنها هم نخواهند صلح كرد. آنها همهشان همان برنامه «فرعون» ها را دارند كه سر سازش هيچ ندارند و يك دسته هم مستضعفين جامعه هستند كه اكثريت و يك اكثريت محروم هستند، اين دسته هم با شما هستند(ج15 ص 507)
2- عليرغم تأكيدات مؤكد حضرت امام (ره) ، متأسفانه شاهد روند دور شدن دولتها از مسير مشخص شده انقلاب بنا به دلايل متفاوت و شرايط گوناگون بوديم . بني صدر و يارانش كه اولين دولت را تشكيل دادند هيچگونه پايبندي به آرمانهاي امام و انقلاب از خود نشان نداده و سرانجامشان آن شد كه بايد . دولت شهيد رجايي هم كه با رويكرد اصيل انقلاب شروع بكار نموده بود به مذاق دشمنان انقلاب خوش نيامد و دولتي را كه ميتوانست سرنوشت نظام را آنچنان كند كه مورد انتظار مردم انقلابي بود در كمتر از دو ماه از ميان برداشتند .
بعد از شهادت شهيد رجايي و باهنر دولت سوم و چهارم در شرايط جنگ تحميلي فعاليت نمود . شرايطي كه جدا از محاسني كه دوران دفاع مقدس به همراه داشت شاهد آغاز تغييرات در بسياري افكار و عملكردهايي بوديم كه اثرات و نتايج آن بعدها بيشتر نمود پيدا كرد. شايد عمده ترين دليل آن هم عدم وجود فضاي نقد و اقداماتي كه به دليل فضاي جنگ و لزوم حفظ يكدستي و انسجام بهانه اي براي انجام آن بود . نگاه اقتصاد دولتي و كوپني ، ايجاد رانت و انباشت ثروت براي گروهي خاص و ... پيامدهاي دولت سوم و چهارم بود . در اواخر دولت چهارم هم اتفاقات سياسي مهمي بوقوع پيوست كه تأثيرات قابل توجهي بر جاي گذاشت .از مهمترين آن تغيير دسته بندي هاي سياسي ، عزل قائم مقام رهبري ، حذف نخست وزيري ، رحلت جانسوز حضرت امام (ره) و ... ميتوان نام برد.
دولت پنجم و ششم كه پس از جنگ سكان ادراه كشور را در دست داشت و به "دولت سازندگي" شناخته شد عليرغم دست آوردهاي بزرگ در زمينه ترميم خسارتهاي ناشي از جنگ ، سرآغاز تغييرات بسيار مهم در رويكردها و عملكردهاي رجال سياسي و مديران نظام بود كه باعث تغييرات اجتماعي فراواني نيز گرديد . دولتي كه با شعار توسعه اقتصادي فعاليت نمود ولي عدم توجه به تهاجم فرهنگي (عليرغم تاكيدات مكرر مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي) ، بي توجهي به برنامه هاي عدالت محور ،شكل گيري مديران و طبقات اشرافي ، بيتوجهي به مبارزه با مفاسد اقتصادي ، تمركز بر استفاده از الگوهاي اقتصاد ليبرالي و سرمايهداري غربي از خصوصيات و بزرگترين اشكالات آن بود كه باعث بسياري از معضلات از جمله شكاف عميق طبقاتي ، فاصله بين مردم و مسؤولين و ... گرديد . نهايتاً مسابقه در كسب ثروت و تجملگرايي مسؤولان بصورت يك ارزش در آمد. خطبه هاي دهه هفتاد مقام معظم رهبري و هشدارهاي متعدد ايشان به مسؤولان وقت شاهدي بر اين مدعاست.
شايد بدترين رويكرد دولت سازندگي عدم توجه به بحث عدالت بعنوان يكي از اصليترين شعارهاي انقلاب اسلامي بود بطوريكه مبناي فكري مديران ارشد دولت كه تكنوكرات ناميده شدند اين بود كه در راه پيشرفت ، عدهاي هم زير چرخ توسعه له خواهند شد. به هر حال اين نوع عملكرد باعث شد تا مردم اطمينان خود را از اين شيوه اداره كشور از دست بدهند . دولتمردان مجبور شدند براي ادامه حيات سياسي خود به شگرد جديدي دست بزنند تا در ظاهر با رويكردي متفاوت و شعارهاي پرطمتراق توجه مردم را جلب نمايند و به اين ترتيب دولت هفتم و هشتم روي كار آمد كه به "دولت اصلاحات" معروف شد. البته مردم بعدها متوجه شدند كه اين دولت ادامه همان دولتهاي قبلي است با اين تفاوت كه ظاهري جديد به خود گرفته و تغييري در تفكر و راهي كه ميرفت ندارد. اين دولت شعار اصلي خود را توسعه سياسي قرار داد ولي با افراط گرايي در مسائل ديني و فرهنگي و سياسي و غفلت از بخش اقتصاد باعث شكاف بيشتر بين حركت دولت و آرمانهاي امام و انقلاب گرديد. در دولت اصلاحات هر روز شاهد ايجاد يك شبهه جديد در دين ، اهانت به مقدسات و حتي حضرت امام(ره) ، عجز و ناتواني در مقابل غرب با شعار سياست تنش زدايي و ... بوديم. نهايتاً با توجه به عملكرد بد خودشان و ايجاد نارضايتي در مردم كار را بجايي رساندند كه شعار استحاله حكومت ديني و ناتواني نظام اسلامي در پاسخگويي به مطالبات مردم را سر دادند .
اين نوشتار قصد ناديده گرفتن خدمات و دستآوردهاي دولتهاي پس از انقلاب را ندارد چرا كه بالاخره روي كار آمدن هر دولتي ضرورتاً بايستي همراه با نتايج و خدماتي باشد كه در غير اينصورت چه ضرورتي به تشكيل يك دولت بوده ليكن همانطور كه اشاره شد بررسي ميزان انحراف از مسير اصلي آرمانهاي حضرت امام (ره) و انقلاب مورد نظر بوده كه خواسته يا ناخواسته در نتايج و عملكردهاي دولت ها قابل مشاهده است.
يكي از خصوصيات بارز مسؤولان اين دولتها (جنگ – سازندگي – اصلاحات) اين بود كه خود را عقل كل و ناجي كشور ميدانستند و ادعا داشتند كسي غير از آنها توانايي اداره كشور را نداشته و نخواهد داشت و با اين تفكر ارزشي براي مردم بعنوان صاحبان واقعي انقلاب قائل نبوده و به همين دليل باعث رويگرداني مردمي شدند كه هنوز در آرزوي تحقق آرمانهاي امام(ره) و انقلاب بودند و اين رفتارها را نه از انقلاب بلكه از اشخاص ميديدند به همين جهت با اقدام مؤثر خود باعث كنارگذاشته شدن اين جريان خزنده شدند.
3- دولت نهم در شرايطي روي كارآمد كه وارث تمامي مشكلات و پيامدهاي عملكرد دولتهاي قبلي در زمينه هاي اقتصادي ، فرهنگي ، سياسي و بين المللي بود . مردم فاصله گرفتن دولتها از شعارهاي انقلاب را به خوبي درك كرده و به جرياني كه بازگشت دوباره به شعارها و آرمانهاي اصيل امام(ره) و انقلاب را تنها راه نجات كشور ميدانست توجه نشان دادند . مردم از رجال سياسي خسته و نا اميد شده و كسي را ميخواستند كه فارغ از دسته بندي هاي سياسي و حمايتهاي جريانات گذشته فقط به فكر خدمت بر اساس معيارهاي انقلاب باشد .
بررسي عملكرد و گفتمان دولت نهم و مقايسه تك تك شعارها و نتايج آن با آرمانهاي امام(ره) و انقلاب به دليل حجم كسترده كار و طيف وسيعي از اقدامات انجام شده از حوصله اين بحث خارج است ولي بهترين ملاك و معيار اين مقايسه ، فرمايشات مقام معظم رهبري به عنوان خلف شايسته حضرت امام (ره) و متولي اصلي انقلاب در مورد "دولت خدمت "ميباشد. حضرت آيت الله خامنهاي در طول سالهاي خدمت گذاري دولت نهم سخنان فراواني در شايستگي و تاييد اين روند فرمودهاند كه فقط به گوشه هايي از آن اشاره ميكنيم:
پايبند به اسلام و آرمانهاي انقلاب: سخن صريح و قاطع و صادقانه ايشان در تعهّد به خدمتگذاري و رفع محروميّت و مبارزه با فساد و لحن افتخارآميز ايشان در پايبندي به اسلام و آرمانهاي انقلاب كه با منشمردمي و سادهزيستي همراه بود، دلها و آراي مردم را متوجّه ايشان (آقاياحمدينژاد) كرد./ مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري ـ 12/5/84
دولت كار و خدمت: خدا را شكر ميكنيم كه اين دولتي كه اكنون سر كار است، دولت كار است، دولت كار، دولت خدمت، ملّت هم همين را ميخواهد؛ مرداني كه آستين را بالا بزنند، كمرخدمت به اين مردم را ببندند./ اجتماع مردم دشت آزادگان ـ 5/1/85
محبوبترين دولت در صدساله اخير: امروز اين دولت در تاريخ صدساله كشورمان، محبوبترين دولتهاست./بيانات در حرم مطهر حضرت امام خميني (ره) ـ 14/3/85
فرياد عدالت، گفتمان مسلط: مردم تشنهي عدالت، تشنهي مبارزه با فساد و تشنه تمسك به اصول انقلاب بودند، كه وقتي ديدند يك نفر صادقانه اين شعارها را سردست گرفته و مطرح ميكند، حولمحور او جمعشدند. خود اين نعمت بزرگي است كه اين تفكر به صورت يك گفتمان مسلّط درجامعه درآمد و همچنان ادامهدارد و بعد از روي كارآمدن اين دولت، بحمدا... تقويت هم شده است./ ديدار با رئيس جمهور و هيئت وزيران ـ 6/6/85
هدفهاي انقلاب: شايد بتوانيم بگوئيم امروز همّت مسئولان دولتي در پيمودن راههاي طولاني و دشوار به سمت هدفهاي انقلاب، از دورانهاي گذشته بيشتر است./ ديدار با مردم شاهرود ـ 20/8/85
دلبسته كامل به ارزشهاي اسلامي: خوشبختانه يك دولتمردمي و پايبند به ارزشهاي ديني هم سركار است. خود رئيسجمهور با شيوه و منشمردمي، با سادهزيستي، با دلبستگي كامل به ارزشهاياسلامي، باشجاعتواعتمادبهنفس، درميدان كاروتلاش است. اجزاي دولت و خود رئيسجمهور، كمربسته خدمت به مردم، مشغول كار هستند. ابتكار عمل را ـ هم در مسايل كشور و هم در مسايل بينالمللي ـ در دست دارند. رئيسجمهور، اهلكار، اهلابتكار، اهلخدمت، اهلعمل، وارد ميدان و خسته نشو است. در شاخصهاي گوناگون كشور هم در همه جا نشانه پيشرفت را ملاحظه ميكنيم. / ديدار با مردم گرمسار ـ 21/8/85
شعار عدالتخواهي: عدالتخواهي در اين دولت پررنگ شد. شعار عدالتخواهي به صورت جدّي بر روحيهي مسئولان، دولتمردان و برنامهها، پرتو افكند./ ديدار با اعضاء هيئت دولت ـ 2/6/87
استكبارستيزي: استكبارستيزي ـ كه معناي ويژهي انقلابي خودش را دارد ـ در اين دولت تشخّص و تميز پيدا كرد./ ديدار با اعضاء هيئت دولت ـ 2/6/87
توقف روند غرب باوري: (شما) روند غربباوري و غربزدگي را كه متأسفانه داشت در بدنهي مجموعههاي دولتي نفوذ ميكرد، متوقّف كرديد؛ اين چيز مهمي است./ ديدار با اعضاء هيئت دولت ـ 2/6/87
ساده زيست: سادهزيستي ـ بخصوص در خود آقاي رئيسجمهور ـ خوب و برجسته است و چيز باارزشي است. در مسئولان هم كمابيشـ يك جايي كمتر، يك جايي بيشتر ـ بحمدا... هست. ... فاصلهتان را با طبقات ضعيف كم كردهايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد./ ديدار با اعضاء هيئت دولت ـ 2/6/87
همانطور كه ملاحظه شد رهبر معظم انقلاب بر حركت دولت نهم در مسير اصلي امام (ره) و انقلاب تاكيد داشتند . ايشان در سال پاياني دولت نهم در ديدار با اعضاء هيئت دولت (2/6/87) در خصوص گفتمان اين دولت با گفتمان امام و انقلاب فرمودند :" خصوصيت و امتياز دوم كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلي اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاي انقلاب است، اين خيلي چيز با ارزشي است. اين را هيچكس نميتواند ناديده بگيرد. هر دلبستهي به انقلاب، اين را قدر ميداند، هر كسي كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگرداني انقلاب تصور ميكند، بايد اين را قدر بداند."
حال بايد ديد كساني كه با شعار خط امام و انقلاب خود سعي در انحراف مسير امام و انقلاب داشته و در عمل هم همين را ثابت نموده اند با چه استدلالي دولت احمدي نژاد را متهم به از بين بردن انقلاب و حذف نيروهاي انقلاب ميكنند ؟ كساني كه بيشترين ضربه را به انقلاب زده اند چگونه خود را داعيه دار انقلاب ميدانند ؟ آيا اين كه كساني با امام همراه بوده اند يا داشتن سابقه انقلابي مجوزي براي سهم خواهي از نظام و مردم به كسي ميدهد؟ مگر اشخاصي همانند بنيصدر يا رجوي سابقه انقلابي نداشتند ؟ اصلاً چه كسي بهتر از رهبري فرزانه انقلاب ميتواند ملاك و معيار در خط امام (ره) و انقلاب بودن را مشخص نمايد ؟ آيا بسياري از همينها كه خود را به اصطلاح خط امامي مينامند پس از آنكه با هوشياري مردم موفق به تغيير مسير انقلاب نشدند به دنبال انقلاب مخملين نبودند؟ آيا اگر احمدينژاد در راستاي اهداف انقلاب حركت نميكرد دوباره با رأي بالاي تودههاي مردم در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري انتخاب ميشد؟ چگونه است كساني كه خود بدنبال تغيير ارزشها بوده اند احمدي نژاد را متهم به انقلابي جديد ميكنند؟
آري اگر لفظ "انقلاب" را براي اين بازگشت به اصول بپذيريم بايد گفت "انقلابي براي بازگشت به انقلاب" اتفاق افتاده است.