محمدباقر قاليباف:امنيت، انتظار نخست جامعه است كه امروزه ابعاد پيچيده و متنوعي به خود گرفته است.
تاثيرپذيري امنيت از اقتصاد، فرهنگ و جمعيت و تاثيرگذاري آن بر همه شاخصههاي توسعه، به اين فرايند نقش بنيادين داده است.
نظريهپردازان «رفاه»، طرفداران حاكميت ارزشهاي معنوي و آناني كه بر توسعه سياسي و يا اقتصادي تاكيد دارند، همگي امنيت را عامل اصلي توسعه اجتماعي برشمردهاند و آنرا مقدمه كليه شاخصها ميدانند و بهطور اصولي، انسان براي رسيدن به اهداف والاي مادي و معنوي بعد از برآوردن نيازهاي فيزيولوژيكي نياز بهوجود امنيت دارد.
اما بايد اذعان نمود كه مهمتر از امنيت، موضوع احساس امنيت است. اهميت وجود «امنيت» در زندگي جمعي تا جايي است كه غالب متفكران مدرنيته و حتي سنتي حوزه اجتماعي در تعاريف خود، كلمه «امنيت» را مترادف با مفهوم «سلامتي» بهكار ميبرند
و وجود آنرا ضامن بقا و پايداري جامعه سالم ميپندارند و در عين حال اين نكته را قابل تعمق ميدانند كه «احساس امنيت» هميشه رابطهاي مستقيم با امنيت واقعي ندارد و وجود يا عدموجود آن لزوما به معناي بهرهمندي يا محروميت از امنيت واقعي نيست.
وليكن در جايي كه امنيت در جامعه، تعاملات اجتماعي را در مسيري طبيعي و واقعي قرار ميدهد احساس امنيت (فارغ از بود و نبود واقعي امنيت) ميتواند حركتها و جريانهاي طبيعي را در جامعه دچار اختلال كند.
يكي از متغيرهاي اساسي تاثيرگذار بر احساس امنيت، سرمايه اجتماعي و جزء اصلي آن يعني اعتماد است. اعتماد مهمترين عامل در پارادايم نظم تلقي ميشود و در جامعهاي كه امنيت فراهم نباشد نيل به سعادت ممكن نيست و سرمايههاي انساني، اقتصادي و تكنولوژيكي نميتوانند كارآمدي داشته باشند.
وقتي احساس امنيت در جامعه نباشد، تعلق به ارزشهاي اجتماعي اعم از مادي و معنوي، اعتماد، همبستگي، انسجام، اخلاق، صداقت و يگانگي دچار خدشه ميگردد. در دنياي كنوني همه علوم چه پايه و چه انساني ميكوشند تامين و رفاه اجتماعي را در جامعه بالا ببرند، زيرا اعتقاد بر اين است كه رفاه با تامين امنيت معنا دارد و ميتواند منجر به پيشرفت و عدالت كه از آرمانهاي دست يافتني دهه چهارم انقلاب است، شود.
امروزه تحليلگران اجتماعي، بهجاي 3 سطح سرمايه طبيعي، سرمايه تكنولوژيكي - توليدي و سرمايه انساني، سرمايه اجتماعي را مطرح ميكنند؛ زيرا اهميت ويژهاي دارد و در هر كشوري بهدليل نبود همين سرمايههاي اجتماعي در كشورشان عقب ماندهاند و از طرفي براي تحقق احساس امنيت اجتماعي در جامعه شرايط متعددي لازم است كه در اين راستا بسترهاي فكري و ذهني بايد شكل بگيرد؛
با زور شايد بتوان در كوتاه مدت امنيت را مستقر كرد، اما در بلندمدت نتايج عكس، ظهور خواهد كرد و اين نيرو به ضدخودش تبديل ميگردد.
ستون و محور سرمايه اجتماعي، اعتماد متقابل است و اگر اين اعتماد در جامعه از بين برود، حس تفاهم، دوستي و صداقت در كليه مناسبات سياسي و اجتماعي و مناسبات ارزشي متقابل در جامعه از بين ميرود و اعتماد كه يكي از اجزاي ثروت ملت و وجود جامعه پايدار است در اين روند، فرسايشي و نابود ميگردد ولي بايد اعتماد در جامعه در 2 سطح افقي و عمودي ايجاد و پيريزي شود و علاوه بر اينكه مردم بايد به يكديگر اعتماد داشته باشند، حكومت و مردم نيز بايد متقابلا به هم اعتماد كنند در غير اين صورت جامعه هيچ ثباتي نخواهد داشت.
مي توان به صراحت گفت امنيت، سنگ زيربناي پيشرفت بومي و عدالت مبتني بر آموزههاي ديني و بستر هر گونه عمران و آباداني است و نيروي انتظامي مدافع، متولي و حافظ نظم، امنيت و آرامش اجتماعي است.
اين نيروي متعهد و مردمي در زمينه انجام وظايف خود و مبارزه و مقابله با عوامل تهديدكننده امنيت و احساس امنيت اجتماعي، رسالت خطير و مسئوليتهاي سنگيني دارد كه با اتكال به قدرت لايزال الهي و نيروي ايمان و تعهد و فرمانپذيري از فرماندهي كل قوا تحقق ميپذيرد.
اينجانب وظيفه خود ميدانم با گراميداشت جاننثاري همه شهداي نيروي انتظامي از ايثارگريهاي اين نيروي فداكار و وظيفه شناس تقدير و تشكر كرده و هفته نيروي انتظامي را به همه عزيزان تبريك عرض كنم.
منبع: همشهری