ابوذر ولی پور :چه زيباست اين عروج عشاير بلوچ و اين رزمنده خراساني، چه زيباست اين عشق آسماني و عروج عرفاني و چه تيره است روي كفر جهاني كه دست خود را به خون اين رزمنده و آن عشاير پاك، در ميان جمع بي ريا و با صفا آلود.
بسم الله الرحمن الرحيم
و مپنداريد آنانکه در راه خدا كشته شدهاند، مردهاند بلكه زندهاند و و روزي خور خوان الهياند. "قرآن كريم"
در جمعي پاك و عاشق و با صفا كه نورخورشيد يكرنگي و همدلي و محبت آنان كوركننده چشم خفاشان كوردل بود،دستي پليد و زشت درآمد و خون عاشقان فرشته خوي امت اسلام را در هم آميخت. اما چه باك كه خونهاي به هم آميخته و اين پيكرهاي پاره پاره و آن جگرهاي به دندان گرفته شده، دودمان و بنياد سلسله ظلم و تباهي و تيرگي را سست تر از هميشه خواهد كرد.
اگر غم لشگر اندوزد كه خون عاشقان ريزد
من و ساقي بهم سازيم و بنيادش براندازيم
شهادت، اين يگانه معشوق پاكبازان و دلدادگان حريم دوست، سالها پس از پايان دوران دفاع دهساله -نه هشت ساله- ملت مظلوم ايران اسلامي، كماكان عاشقاني را كه نالهاي از جنس نياز دارند، در آغوش مي كشد.
اگر آه تو از جنس بلور است
در باغ شهادت باز، باز است
اما محفل عشق و عاشقي ابن بار چه با صفا و بيآلايش است. مردي از تبار قافله عشاق، جانبازي جامانده از قافله شهادت، فرمانده اي از سلاله همت و باكري، كنار چند نفر از همسنگران همراهش، در جمعي با صفا و خاكي و در جمع بزرگي از عشاير بلوچستان ايران، و بهمراه آنان و در كنار آنان به خاك و خون كشيده مي شود و كبوتر عاشق و خسته روح بزرگش همپرواز و همداستان با عاشقان بي ريا و باصفاي عشايري، تا حريم ملكوت اوج مي گيرد.
چه زيباست اين پيوند خون جاماندهاي از قافله شهداي ملت ايران در نبرد دهساله با همه استكبار، با خون عشاير شهيد پروري كه بار كينه و نفرت استكبار را اين بار از شرق كشور به دوش مي كشند و ضحاك ددمنش، خون اين جانباز عاشق و آن جمع پاك عشايري را در هم آميخت و پيكرهاي پاره پاره و گلگون آنان را در آغوش يكديگر به مجسمه اي از جنايت صفتي و ددمنشي خود و تابلويي از زخم ديرين خون از ملت مسلمان ايران بدل ساخت.
آري، دست كثيف فتنه بيگانه بار ديگر از آستين كافران و ملحدان بيرون آمد و حاج نورعلي شوشتري اين پير قافله خراسانيهاي شهيد را پس از مدال جانبازي كه در جنگبا كفر صدامي به سينه آويخته بود، به افتخار شهادت نائل كرد و او را در ميان جمعي از عشاير پاك بلوچستان به ملكوت اعلا پيوست.
چه زيباست اين عروج عشاير بلوچ و اين رزمنده خراساني، چه زيباست اين عشق آسماني و عروج عرفاني و چه تيره است روي كفر جهاني كه دست خود را به خون اين رزمنده و آن عشاير پاك، در ميان جمع بي ريا و با صفا آلود.
سرنگون باد سلسله كفر جهاني و جاويد باد يا شهيدان عشاير و سياهيمان كه در اين حركت كوردلانه، تا حريم ملوكت اوج گرفته و جاويدان شدند.