LAHIJANNEWS.COM
نسخه چاپي از لاهيجان نيوز
لاهیجان نیوز:این روزها دیگر رنگ شهر كاشف چای ایران سبز نیست. باغهای سبز چای گیلان یا به دلیل كشت كیوی در بهترین حالت و یا با تبدیل به ساختمانهای مسكونی، اداری و آموزشی در طبیعتیترین حالت، خاكستری شدهاند. اصلاً چند صباحی است كه چایكاران این منطقه دیگر با رمقهای باقیمانده و دستان خالی خود بهجای برگ سبز و نازك چای، پوستان زخیم و پرموی كیوی را لمس میكنند یا با بیل و كلنگ سروكار دارند و در نهایت با پذیرفتن این شكست، بازار چای داخل را به خارجیها واگذار كردهاند.
به گزارش خبرگزاری ایسنا، 112 سال قبل، آن زمان كه حاج محمد میرزا كاشفالسلطنه ـ ژنرال کنسولی ایران در هند ـ چهار هزار نهال چای را رسماً در هند خرید و به ایران آورد (عدهای نیز میگویند به دلیل وجود انحصار كاشت چای در هند، وی با پنهان كردن تخم چای در عصای خود این كار را كرد)، هرگز نمیدانست روزگاری این محصول آنقدر در شهرهای شمالی كشور رونق خواهد گرفت كه علاوه بر تأمین نیاز این محصول در ایران، بتواند مثلاً طی سه سال (از سال 1385 تا 1387) 135 هزار تن به كشورهای دیگر صادرات داشته باشد.
چای ایرانی هرچند به مانند اقلامی چون پسته و فرش نتوانسته جایگاه خوبی در لیست كالاهای صادراتی ایران پیدا كند، اما نمیتوان منكر صادرات آن هم شد كه البته در سالهای اخیر به دلیل صادرات چایهای بیكیفیت و نامرغوب از ایران، به تدریج اعتبار چایهای ایرانی نیز كم شده است.
ارزان بودن چای ایرانی در مقابل چایهای وارداتی، افت كمی و كیفی چای ایرانی، فروش نرفتن و در انبار ماندن این محصول، بهصرفه نبودن كاشت آن و البته واردات به همراه قاچاق، همه با هم حلقهای تشكیل دادهاند كه چای ایرانی را از روی خاكهای مرطوب گیلان به زیر خاك بفرستند.
چایكاران روزهای قبل و كیویكاران امروز گیلانی (به گفته برخی از آنها) چهار سال است كه بهجای چای، كیوی میكارند و پس از دو سال انتظار، برداشت این محصول را شروع كردهاند.
اتفاقاً از این تغییر كاربری زمینشان هم راضی هستند، منتها با این تفاوت كه دیگر برای مصرف چای خودشان هم باید به بازار مراجعه كنند.
اما این تنها یك گروه از چایكاران سابق برخی از مناطق گیلان هستند. گروه دیگر بهجای كشت چای، تصمیم گرفتهاند این باغها را به سرپناهی برای خانواده خود تبدیل كنند كه حداقل یك خاصیتی(!) برای آنها داشته باشد. برای شغل خود نیز معمولاً به كارهای موقتی مثل دستفروشی و ماهیگری و مواردی از این دست سرگرم شدهاند. گروه سوم هم كسانی هستند كه اصلاً وجود این باغهای چای را از صحنه زندگی خود خارج و آنها را با قیمت ارزانی فروختهاند.
خریداران نیز گاهی در قالب مراكز آموزشی، گاهی در قالب كارخانهدار و گاهی هم در قالب سرمایهدار به امید گرانشدن این زمینها در سالهای آینده و حتی تبدیل آنها به ویلا، تصمیم به خرید آنها گرفتهاند.
به هرحال این شده است سرنوشت محتوم برخی باغهای نگونبخت استانهای شمالی كشور؛ اما باغهای دیگری كه این روزها همچنان سرپا هستند، چه میكشند؟
میزان مصرف سالانه چای در ایران (طبق اعلام کمیته بینالمللی چای)، بیش از 100 هزار تن و میزان تولید سالانه چای خشک در كشور (طبق اعلام دولت)، حدود 30 هزار تن است و این یعنی نیاز به 70 هزار تن واردات در سال.
حال آمارهای گمرک در این مورد نشان میدهد، این واردات از 21 هزار تن در سال 1383 به 47 هزار تن در سال 1387 افرایش یافته و در امسال نیز تا پایان سه فصل سال این میزان، 33 هزار تن بوده است. اینها ـ یعنی واردات رسمی ـ هنوز به آن رقم 70 هزار تن مورد نیاز نرسیدهاند، اما اینكه چرا در این وضعیت مثلاً یكی از اعضای اتحادیه چایكاران شمال اعلام میكند 15 هزار تن چای خشك از تولید سال گذشته در انبارها باقی مانده، جای سئوال دارد كه پاسخش شاید بیارتباط با بحث قاچاق نباشد.
در مورد رقم قاچاق چای نیز آخرین رقمی كه یك نهاد دولتی منتشر كرده، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی وزارت بازرگانی بوده كه این میزان را در سال 1381، 89 هزار تن اعلام كرده بود. بهجز این رقم، در سال 1386 هم از سوی كارشناسان، رقم 80 هزار تن برای قاچاق این محصول اعلام شده كه فاصله چشمگیری با رقم 63 هزار تنی كه از اختلاف میزان مصرف سالانه با مجموع تولید و واردات رسمی كشور بهدست میآید، دارد. اینها یعنی هرچند آمار واحدی در مورد میزان قاچاق چای به كشور وجود ندارد، اما این موضوع را هم نمیتوان رد كرد.
جدای از بحث قاچاق كه تأثیر خاص خودش را بر چای ایرانی دارد، میتوان به چهار برابر بودن قیمت چای وارداتی در مقابل چای داخلی (به گفته قیطاسی، یك كارشناس چای)، افت 30 درصدی این محصول در امسال و آمادگی نداشتن كارخانهها برای خرید برگ سبز چای و بهصرفه نبودن كشت چای برای باغداران (به گفته شعبانی، عضو اتحادیه چایكاران شمال) و بسته شدن پرونده تولید برگ سبز چای در سال زراعی 87-1386 با كاهش پنج درصدی كمیت و كیفیت تولید نسبت به سال گذشته (به گفته رئیس اتحادیه چایكاران شمال) اشاره كرد كه دست به دست هم دادهاند تا چایهای ایرانی بهجای خانههای ایرانی سر از انبارهای ایرانی درآورند.
در این مورد هم میتوان به آمار نائب رئیس سندیكای كارخانجات چای شمال اشاره كرد كه میگوید: هشت هزار تـن چـای خشـك روی دست كارخانهها مـانده است. این رقم از دید پرویز شعبانی، عضو اتحادیه چایكاران شمال، بیشتر از این و حدود 20 تا 25 هزار تن چای تولید شده سال 1387 است كه نشان میدهد از آن 30 هزار تن تولید شده در كشور تنها پنج تا 10 درصدش مصرف شده است.
همین میزان كم مصرف چای ایرانی توسط ایرانیان نیز خودش عامل مهمی است برای تضعیف این محصول. از جمله مسائل مهم این موضوع، تغییر ذائقه مردم است كه به چایهای خارجی با رایحه و عطرهای گوناگون میل پیدا كردهاند. از نگاه مدیرعامل سازمان چای كشور نیز عمده مشكل واردات چای همین تغییر ذائقه مردم است. اما این در داخل كشور است و در خارج از كشور، مصرف نكردن چایهای ایرانی علت مهمتری دارد و آن صادرات چایهای تاریخ انقضاء گذشته است.
عضو اتحادیه چایكاران شمال در این مورد میگوید: تاریخ مصرف چای حداكثر دو سال است. اما چایهای باقیمانده از سالهای 1372 تا 1379 در داخل انبارها كه به چایهای سنوات معروف هستند، به كشورهای دیگر صادر میشوند.
پرویز شعبانی در این مورد توضیح میدهد: حدود 100 هزار تن از چای سنوات داخل انبارها مربوط به سازمان چای سابق و 100 هزار تن نیز مربوط به تولید كارخانههاست كه این چایها توسط عدهای از تجار از انبارها خریداری و صادر میشدند. پس از مدتی كیفیت این چایها مورد اعتراض خریداران قرار گرفت و صادرات آن متوقف شد. با وجود این، متأسفانه در حال حاضر نیز عدهای دوباره این چایها را خریداری كرده و با سوء استفاده به عنوان چای روز صادر میكنند كه در مجموع چنین اقداماتی باعث شده اكنون حتی چای تولید روز ما نیز به دلیل بدبین شدن خریداران فروشی نداشته و داخل انبارها برود.
آمارهای میزان واردات چای به كشور كه نشان میدهد این میزان واردات هنوز هم به اندازه اختلاف میزان مورد نیاز با میزان تولید نرسیده و جای آن را قاچاق پر میكند. با این حال وضعیت تعرفه نشان میدهد كه این میزان روند كاهندهای به خود گرفته است و از 46/84 درصد سال 1380 به ارقام پایینتری در امسال رسیده است.
بر اساس اعلام گمرك، در حال حاضر تعرفه چای سبز 15 درصد، چای سیاه در بستههای كمتر از سه كیلوگرم اگر به صورت چای كیسهای باشد، 60 درصد و اگر چای كیسهای نباشد، 40 درصد است. همچنین تعرفه چای سیاه به صورت فلهای و بیشتر از سه كیلوگرم نیز 40 درصد است.
این روند كاهنده بودن تعرفه چای درحالی است كه متوسط سالانه تعرفه چای برای دوره زمانی 1380-1368، 99/51+ درصد محاسبه شده و از 24/3 درصد در سال 1368 به 46/84 درصد در سال 1380 رسیده بود.
حال معلوم نیست كه از این روند كاهش تعرفه میتوان ابراز خوشحالی كرد كه دیگر حجم قاچاق چای كمتر میشود و یا اینكه با این اتفاق نه تنها میزان واردات چای غیررسمی كمتر نمیشود، كه واردات آن در كنار واردات رسمی روند رو به رشدی را در پیش خواهد گرفت. آن وقت دیگر مشخص نیست كه بر سر تن بیروح صنعت چای كشور چه خواهد آمد؟
در این شرایط كه دولت میتواند با اتكاء به آمارهای رسمی واردات مدعی شود كه این واردات ضربهای به چای كشور نمیزند و از سوی دیگر كشت این محصول برای چایكاران صرفهای ندارد، بهنظر میرسد هرچقدر هم كه دولت بخواهد نوشدارویی برای پس از مرگ چای شمال تهیه كند، اما این اقدامات شاید تنها در حد پاشیدن نمكهایی بر زخم چایكاران باشد!
چرا كه به قول مسئولان این صنعت (شعبانی)، حتی افزایش هشت درصدی قیمت تضمینی برگ سبز چای نسبت به سال گذشته در امسال هم به هیچ وجه پاسخگوی نیاز كشاورزان نیست. به دلیل اینكه تمام هزینههایی كه لازم است برای برداشت چای مصرف شود، افزایش یافته است و یا حتی تولید چایكاران زیاد هم باشد، برای آنها مقرون به صرفه نیست (گفته رئیس اتحادیه چایكاران شمال).
حال در این شرایط كه دولت میگوید حمایت ویژهای از چایكاران شمال كشور میكند و معاون اول رئیس جمهور در گیلان میگوید: "آمدهام تا با اراده آهنین، چای را به روزگار خوش برگردانم"، یا هیأت وزیران تصمیم میگیرد سازمان چای كشور را موظف كند در اسرع وقت نسبت به جوانسازی بوتههای بازده بر اساس طرحهای پیشنهادی (با توجیه اقتصادی) در استانهای گیلان و مازندران اقدام كند و یا کارگروه تنظیم بازار برنج و چای کشور تشکیل میشود و یا وزیر بازرگانی وعده میدهد كه تولید، توزیع و تنظیم بازار چای به مدیران محلی واگذار میشود، آیا همچنان باید نگران وضعیت چای بود یا خیر؟
با این روند بهنظر میرسد، مسئولان با اراده آهنین خود، برای زنده كردن تن بیروح صنعت چای كشور باید دست به اقدامهایی اساسی بزنند، وگرنه این تن بیروح سابقاً سبز كاملاً خاكستری خواهد شد.
و نكته جالبتر، ماجرای تغییر كاربری زمینهای چای شمال این است كه در قبال از دست رفتن منابع تولید چای، وزارت بازرگانی تاكنون بر مواردی چون رشد 76 درصدی ارزش صادرات کیوی در 9 ماهه امسال بالیده است. احتمالاً بعد از این، مراكز آموزشی و یا وزارت مسكن نیز باید به خود ببالند كه بهجای باغهای چای شمال، ظرفیت آموزش و مسكن كشور را توسعه دادهاند...